Back to Top

02144389001

Info@shokufeh.com

داستان من و برند فروشی



داستان من و برند فروشی

1398/01/31

بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و چند سال تجربه کاری تصمیم به ثبت شرکت و همچنین ثبت برند خودم افتادم. من وتعدادی از هم کلاسی های قدیمم تیمی تشکیل داده و تمام برنامه ریزی های لازم را انجام دادیم. سرمایه مورد نیاز یکی از اولین دغدغه هایزما بود که پس از صحبت ها و مشورت های زیاد و بررسی راه حل های موجود تصمیم به گرفتن وام و همچنین پیدا کردن اسپانسر گرفتیم.

به این صورت آرزوی ما در حال عملی شدن بود.

ثبت برند

برای ثبت علامت خود یک چالش جدید را پیش روی خود می دیدیم . انتخاب اسم و زمان مورد نیاز برای ثبت برند از دیگر مشکلات پیش روی ما بود.

اسم های مختلفی را انتخاب کردیم و پس از مشاوره های طولانی با تیم خود و سپس مشاوران چندین اسم را انتخاب کردیم و برای ثبت برند اقدام کردیم .فکر می کردیم که یک مرحله دیگر را پشت سر گذاشته و به اهداف خود نزدیکتر شده ایم.

اقدامات لازم را برای مراحل قانونی ثبت برند انجام دادیم اما در مرحله اول در خواست ما رد شد چرا که اسم انتخابی بسیار شبیه به اسم ثبت شده دیگری بود .

بار دیگر مراحل انتخاب اسم شروع شد.

در نهایت اسم دیگری انتخاب کردیم و باز اقدامات لازم را انجام دادیم ، اما این بار هم اسم مورد درخواست ما رد شد.

از طرف دیگر ما زیادی نداشتیم چرا که اسپانسر مورد نظر و وامی که قصد گرفتن آن را داشتیم مدت زمان محدودی را برای ما تعیین کرده بودند . مستاصل شده بودیم و از مشاوران ثبت برند کمک خواستیم.

خرید برند فروشی

اما اینبار پیشنهاد خوبی دریافت کردیم. مشاوران به ما خریدن برند فروشی آماده را پیشنهاد کردند.

من تا آنروز نمی دانستم که امکان خریدن برند فروشی وجود دارد.

مشاوران ثبت برند گروهی از برند های آماده را به ما پیشنهاد کردند. این برندها قبلا توسط افرادی ثبت شده بودند اما به دلایلی از ادامه کار بر روی آن ها منصرف شده بودند.

نام هایی با مفهوم و زیبا و جذاب در میان این برند ها وجود داشت . در نهایت یک برند فروشی را انتخاب کردیم.

باور کردنش سخت بود اما در کمتر از یک ماه کارهای انتقال برند فروشی انجام شد و ما توانستیم از آن به عنوان برند خودمان استفاده و بهره برداری کنیم.